الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

742

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

2 - مقصود اين است كه انذار كامل به وسيلهء قرآن همانا با نصب امام است كه خود آن را نگهدارد و معناى آن را بفهماند چنانچه پيغمبر ( ص ) فرمود : از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآيند ، و مؤيد وجه اول است آنچه على بن ابراهيم از پدرش از حسان از امام صادق ( ع ) روايت كرده در تفسير قول خدا : « وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ » فرمود : يعنى روز غدير ولايت براى امير المؤمنين نازل شد . بعضى از افاضل گفته است چون خدا خواست خويش را به بنده‌ها بشناساند تا او را بپرستند و شناخت او چنانچه مىخواست جز با اسباب فراهم نمىشد كه پيغمبران و اوصياء بودند ، زيرا بدانها شناخت درست و پرستش كامل پديد مىشد نه ديگران ، و پيدايش پيغمبران و وصيان فراهم نمىشد جز به آفرينش آفريده‌هاى ديگر تا مايهء انس و پايهء زندگى آنها باشند . از اين رو ديگر خلق را آفريد و آنها را فرمان داد تا پيغمبر و دوستانش را بشناسند و پيروى كنند و از دشمنانش بيزارى جويند و از هر چه آنها را از اين راه دور دارد تا بهرهء نعمت خود را ببرند و به هر كدام شناخت خود را به اندازه‌اى بخشيد كه پيغمبران و اوصياء را شناسند و مقام آنها را دانند و برترى آنها را به خودشان پذيرند و چون هر يك از محمد ( ص ) و على ( ع ) جان ديگرى هستند درست است كه هر چه از آن يكى است به ديگرى نسبت دهند چون همه را دارا است و فضائل كل را جويا است ، از اين رو تأويل آيات به آن دو مخصوص است و به خاندان آنها كه نژاد يك ديگرند و كلمهء جامعه براى اين تأويل آورده است كه لفظ ( ولايت ) باشد زيرا اين كلمه شامل معرفت و دوستى و پيروى و آنچه را بايستند مىباشد . پايان نقل از مجلسى ( ره ) . من مىگويم : چون سر و حقيقت اسلام و قرآن ولايت و پيروى از امام عادل و پيشواى درست كار است كه بتواند در جامعهء بشرى يك حكومت عامهء